أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
349
قانون ( فارسى )
نه گزنده . بر جاى خونريزى نهند خون بند آيد . ورم و جوش : بر ورم داخلى و خنازير و سفتيهاى بلغمى و كژدمه گذارند مفيد آيد . آبپز بيخش داروى قرحهء واگير است . با سركه بپزند علاج مورچگى و جمره و كژدمه و گرى است . مفاصل : درد مفاصل و لغزش مفاصل و عرق النسا را علاج است كه بخورند يا ضماد كنند . سر : آبپز بيخش را در دهان گردانند درد دندان تسكين يابد ، زخم دهان خوب شود . برگش را با شراب بياميزند و سى روز بخورند سردرد از بين مىرود . نفس و سينه : آبپزش را در گلو گردانند زبرى گلو از بين مىرود . افشرهء بيخش درد شش را دوا كند . اندامان غذا : اگر چند روزى افشرهء بيخش را با نمك و عسل هر روز سه ( قواثوث ) بخورند علاج يرقان و درد كبد است . اندامان راننده : بيخ و آبپز بيخش از اسهال و قرحهء روده و بواسير مفيد است . تبها : برگش را با ( ادرومالى ) يا با شراب خورند تب سه اندر ميان و تب نوبه را از بين ببرد . زهرها : افشرهء بيخش سم قاتل است . خندروس ( بلال ) : اين همان گندم رومى است . مزاج : غذايش از گندم كمتر و سردتر است و با اينهمه پرمايه و پرتوان و خوب است . خامالاون « 1 » : خاصيت : به هيچ وجه تناولى نيست . فقط استعمال خارجى دارد - زداينده است و ضمادش ورم را نرم گرداند . آرايش : بر بهك مالند مفيد است . قرحه : ضمادش در علاج قرحهء خوره زده مفيد و بر گرى و قوبا مالند سودمند است . اندامان غذا : بيمار استسقايى اگر يك ( اكسوب ) از بيخ نوع سفيدش خورد سود بيند . اندامان راننده : بيخ نوع سفيدش داروى كرم است . زهرها : سياهش سم است . خرء ( مدفوع ) : در فصل زاء كه بحث زبل آمد خاصيت مدفوعها بيان شد . خاصيت : هر مدفوعى گرمكن و خشكاننده و تحليلبرنده است . خراطين ( كرم سرخ ) : مزاج : به نظر من بايد گرم باشد . قرحه : زخم عصب را با ضماد كوبيدهء كرم سرخ زمين ببندند و تا سه روز باز نكنند بسيار سودمند است . سر : با پيه غاز بپزد داروى درد گوش است . و با روغن زيتون باشد و در طرف مخالف دندان دردمند چكانند درد دندان تسكين يابد . غذا : با شراب سياه و پرمايه خورند يرقان را شفا دهد . اندامان راننده : كرم را خوب بكوبند و با شراب سياه و غليظ بخورند در ريزش دادن بول و برانداختن سنگ بسيار مفيد است . خيربوا « 2 » : دانههاى كوچك مانند دانههاى قاقلهء كوچك و رهآورد سفاله است . مزاج : در سوم گرم و خشك
--> ( 1 ) - خامالاون در معين به معنى مازريون آمده . و در تحفه گويد گياه اشخيص است . در فصل ميم مازريون بتفصيل ذكر شده و معلوم مىشود كه خامالاون مازريون نيست و اشخيص درست است . ( 2 ) - خيربوا - شيخ الرئيس فرمايد از قاقله لطيفتر است . تحفه گويد قاقله است . معين گويد هل معمولى است . درصورتىكه در اين كتاب جداگانه : هل بوا - قاقله ، خيربوا - حماما كه آن را هل معنى كردهاند آمده است ؟ ؟